سفارش تبلیغ
صبا
عقل دو گونه است : عقل طبیعی و عقل تجربی و هردو سود بخش اند . [امام علی علیه السلام]

آبان 85 - درس اخلاق استاد تهرانی

جستجو در وبلاگ:
Powerd by: Parsiblog ® team.
سخن هفته(شنبه 85 آبان 27 ساعت 9:1 صبح )

رسول گرامی‌ (ص) فرمودند: آنچه را که دوست داری مردم نسبت به تو رفتار نمایند، دربارۀ مردم رفتار کن، و آن را که درباره خود مایل نیستی درباره مردم مایل نباش.
مولا علی (ع) به فرزند خویش امام حسن (ع) می‌فرمودند: نفس خویش را بین خود و مردم میزان قرار بده، آن را برای مردم دوست بدار که برای خود دوست می‌داری. دربارۀ دیگران به چیزی بی میل باش که نسبت به خود بی میلی.

 به مردم ستم نکن، همان طور که نمی‌خواهی به تو ستم شود.

 به مردم نیکی کن همان طور که مایلی درباره‌ات نیکی کنند.

 از خود قبیح بشناس چیزی را که از دیگران قبیح می‌شناسی.

 برای مردم آن را دوست بدارید که برای خود دوست می‌دارید.

 آیا مردم حیا نمی‌کنند که همسایه شان نسبت به آنها حق شناس می‌باشد و آنها را حق همسایه نباشد؟


هر دست که دادی همان دست گرفتی               هر نکته که گفتی همان نکته شنیدی
از مکـافـــات عمــــــل غـافـــــــــل مشـو                گنـــــــدم از گنـــــدم بروید جــــــو ز جو


» سید محمد
»» نظرات دیگران ( نظر)

2 : احسان(شنبه 85 آبان 20 ساعت 11:38 صبح )
 
  

قال الله الحکیم : (ان الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون
همانا خدا یار و یاور نیکوکاران است ) (17)
قال على علیه السلام : عاتب اخاک بالاحسان الیه
برادر دینى خود را بجاى سرزنش ، احسان و نیکى کن ) (18)
شرح کوتاه :
نیکى و نیکوکارى از صفاتى است که خداوند صاحب این صفت را دوست دارد. همانطورى که خداوند به ما احسان کرده است ، لازم است ما هم در برابر خوبى هاى مردم نیکى بیشترى نمایم .
اگر کسى با ما بدى هم کرد براى تاءدیب او، با احسان برخورد کنیم ، نه اینکه بدى را با بدى جواب دهیم که موجب ازدیاد کینه و دشمنى شود.
شیوه مردان الهى این بود، که اگر کسى به آنها سلام مى کردند، جواب سلام را بهتر کاملتر مى دادند؛ و اگر دستى براى نیکى بسوى آنها دراز مى شد افزون تر پاداش مى دادند.
دلهاى آدمیان دوستدار نیکى کنندگان است ؛ و شیطان از این عمل آدمیان صورتش مجروح و دلش جریحه دار مى شود؛ و در این راستاى محسن از منت گذاشتن ، احسان خود را خدشه دار نمى کند.


» سید محمد
»» نظرات دیگران ( نظر)

5- مالک اشتر(یکشنبه 85 آبان 14 ساعت 10:46 صبح )

 

 

(مالک اشتر) روزى از بازار کوفه مى گذشت با لباسى از کرباس خام و به جاى عمامه از همان کرباس بر سر داشت و به شیوه فقراء عبور مى کرد. یکى از بازاریان بر در دکانش نشسته بود، چون مالک را بدید به نظرش خوار و کوچک جلوه کرد و از روى استخفاف کلوخى (15) را به سوى او انداخت .
مالک به او التفات ننمود و برفت . کسى مالک را مى شناخت و این واقعه را دید، به آن بازارى گفت : واى بر تو هیچ دانستى که آن چه کس بود که به او اهانت کردى ؟
گفت : نه ، گفت : او مالک اشتر یار على علیه السلام بود. آن مرد از کار بدى که کرده بود لرزه به اندامش آمد و دنبال مالک روانه شد که از او عذر خواهى کند. دید به مسجدى آمده و مشغول نماز است صبر کرد تا نمازش تمام شد، خود را بر دست و پاى او انداخت و پاى او را مى بوسید مالک سر او را بلند کرد و گفت : این چه کارى است مى کنى ؟ گفت : عذر گناهى است که از من صادر شده است که ترا نشناخته بودم .
مالک گفت : بر تو هیچ گناهى نیست ، به خدا سوگند که به مسجد نیامدم مگر براى تو استغفار کنم و طلب آمرزش نمایم (16)

 

 

 


» سید محمد
»» نظرات دیگران ( نظر)

متن سخنرانی 22 مهر(چهارشنبه 85 آبان 10 ساعت 3:41 عصر )

بسم الله الرحمن الرحیم

یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی

برای ذخیره نسخه قابل چاپ اینجا  کلیک کنید.

 سخنرانی جناب شیخ علی اکبر تهرانی

22/07/85

 

با صلوات برای سلامتی وجود مبارک حضرت صاحب العصر و الزمان، رزمندگان اسلام و به روح رهبر انقلاب و شهدای اسلام. دعای فرج را می خوانیم: اللهمّ کُن لِوَلیّک الحُجَّةِ ابن الحسنِ العَسکری صلواتُکَ عَلیهِ و علی آبائِه فی هذِهِ الساعةِ و فی کلِّ الساعَة ولیاً و حافظاً و قاعداً و ناصراً و دَلیلاً و عیناً حَتّی تُسکِنَهُ اَرضَکَ طَوعاً و تُمَتِعَهُ فیها طَویلاً.

 

*******

 مسئله: هر گاه روزه دار عمداً قی کند روزه اش باطل می شود، و اگر بی اختیار قی کند اشکالی ندارد.

- اگر می دانی شب چیزی بخوری فردا قی می کنی، اگر این کار را انجام دهی باید بعداً یک روز روزه را بگیری.

- اگر روزه دار بتواند جلوی خودش را بگیرد که استفراغ نکند کار خوبی است.

 

هر کس فهمید به روح محترم محمد و آل محمد صلوات بفرستد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

 

*******

 مقدمه

اکثر کسانی که جلسه می آیند ولی عمل صالح ندارند یا متکبر می شوند، علتش همین سه جمله است:

بشنو، بفهم، باور کن.

چقدر درس خواندی مهم نیست، چقدر فهمیدیم و باور کردیم.

 

قرآن می فرماید: نصیب آدمیان چیزی جز سعی و کوشش خودشان نیست. چیزهایی که مورد رضای خدا بوده و قبول شده است از ما می پذیرند.

 

آنهایی که در این یک هفته که 168 ساعت است به نمازشان اهمیت می دهند، سعی می کنند جلوی نفس اماره را بگیرند، سعی می کنند اخلاقیات رسول اللهی و پیغمبری داشته باشند، اینها هیچی را از دست نداده اند.

 

امام صادق (ع): بشنوید و پیروی کنید کسانی را که شما را می گریانند ولی پندتان می دهند و ...

خودش مشرک است و شما را گول می زند که با حرف های باطل سرگرم می کند.

 

آنهایی که پشت سر حرف می زنند خائن اند، آنها مشرک اند، مومن هیچ وقت غیبت نمی کند.

 

مولا علی (ع): هر کس به من پند و اندرز بگوید من غلام اویم.

 

خداوند 4 هزار سال قبل از خلقت عالم رسول الله (ص) را دریای حلم و صبر و ... ساخته است، قبل از اینکه آدم به وجود بیاید اینها بوده اند. خداوند به رسول الله (ص) می گوید: با مردم مشورت کن.

 

ارزش به این است که ما بشنویم و بفهمیم و باور کنیم و به کار ببندیم.

آنجا که همۀ امورمان برای رضای خدا باشد آنجاست که ما روز و شب را از دست نداده ایم، و این نفس ها را بی خود نکشیده ایم.

چرا من در این ماه این قدر تکرار می کنم؟ نفس های ما در این ماه عبادت است. این ماه، ماه عظیم و بزرگی است.

 

ابومالک می گوید به امام چهارم (ع) عرض کردم: یا ابن رسول الله تمام برنامه های دینی را برای من بگو.

 

امام چهارم (ع)می فرمایند:

1-      حق بگویید در تمام حالات.  (مورد رضای خدا حرف بزن.)

2-      وقت قضاوت کردن عادل باش.

3-      وفای به عهد کن.

او می گوید تمام دین را به من بگو، حضرت این سه جمله را می گویند.

 

امام (ع) می فرمایند: سخت ترین ساعات برای ما سه ساعت است:

1- هنگام دیدن ملک الموت (وقت جان دادن )

(من چند نفر را دیده ام، طرف از صبح تا شب قرآن می خواند اما در لحظه های حساس نمی توانست خودش را کنترل کند، در دم مرگ سخت جان داد.)

2- هنگام حرکت از قبر (آن ساعتی که ما در قبر زنده می شویم.)         

(به سلمان (ع) که دم مرگش بود گفتند: چرا گریه می کنی؟ گفت: به سه علت 1- اگر بروم از دوستان جدا می شوم. "دوستان مومن خیلی محترم اند. همین شب جمعه که شما جلسه می آیید، من از تمام شما نیرو می گیرم، شما هم همین طور از دیدن همدیگر لذت می برید." 2- شب اول قبر 3- در مقابل خدا ایستادن با دست خالی. )

3- ساعتی که در برابر خدای عظیم ایستاده ایم یا فرمان بهشت برای ما صادر می شود یا فرمان جهنم.

 

تمام اینها که امروز باد در دماغشان است و می گویند خرافات است، در دو دنیا ذلیل ترین اند چون عمل صالح

نداشته اند و در همین دنیا هم گرفتارند.         

 

لقمان (ع) به پسرش گفت:

- آبرومند و عفیف باش تا زنده باشی.

(از خدا بخواهید که این آمدن گرد خرمن اهل بیت را از شما نگیرد. چون در این دنیا ارزشش برای خودمان است.)

- پسر جان، اگر در کودکی ادب آموزی در بزرگی از آن بهره می بری. 

(تا بچه کوچک است که بچه است، بعد تا 20 سالگی می گویند جوان، بعد یک درخت کج است، می خواهی راستش کنی نمی شود. امام صادق (ع) می فرمایند نوار مغز بچه هایتان را پر کنید از چیزهای خوب قبل از آنکه دشمنان پر کنند از چیزهای بد.)

- پسر جان، از تنبلی حذر کن که باعث ذلت در دو دنیاست و به هیچ مقصدی نمی رسی.

(هر یک شب این جلسه ثوابش را خدا می داند و بس. اگر بگوییم برای یک شب به اندازۀ تهران کیسه های طلا به شما می دهند بالاتر است. کارهای اجتماعی خیلی بزرگ است، نمازهای دسته جمعی و دعاها و عبادت های دسته جمعی را خدا حتماً قبول می کند.)

- اگر با عده ای مسافرت کردی زیاد از آنها مشورت کن. (یا حرف خوب می زنند، حرفشان را گوش کن.)

- پسر جان، اگر از تو کمک خواستند، کمکشان کن و در نماز و غیره از آنها سخاوتمندتر باش.

(آنها خرج می کنند تو هم خرج کن.)

 

امام باقر (ع): خداوند بهشتی دارد که جز سه کس را در آن راه نمی دهد:

1- کسی که به ضرر خود حق را بگوید، راست بگوید. ( اینها موفق اند.)

2- آن کسانی که برای خدا با هم رفاقت کنند.

(می دانی رفاقت برای خدا چقدر عزیز است؟ شما برای رضای خدا می روی رفیقت را ببینی، مستقیم آمدی زیارت خدا، طرف می رود مکه این گونه نیست.)

3- مردمی که در راه رضای خدا یکدیگر را بر هم ترجیح می دهند.

(من 31 سال است که در غرب تهران برای شما جوان ها حرف می زنم، اما هنوز یک بار هم در مغزم نیامده که من از شما بهترم، و کسانی که این گونه اند عبادت هایشان سر جایش می ماند. چرا که بزرگترین دوست آدم های متواضع خداست.)

 

خدا می فرماید: ای پسر آدم، سه لطف در حق تو کردم:

1-      گناهی از تو پوشاندم که اگر بستگانت می دیدند دفنت نمی کردند. (در زمان موسی گناه بر در خانه هایشان نوشته می شد.)

2-      از تو قرض خواستم (یعنی کار خوب که می کنی، پول می دهی، خمس می دهی من از شما قرض گرفته ام، یک بر 10 بر 700 بر 7000 بستگی داره که کجا خرج شود، من به شما در آخرت می دهم که دستتان خالی نباشد.)

3-      3/1 مالت را به خودت بخشیدم. (هر پدر و مادری که وضع مالی اش خوب است یا در زنده بودن یا بعد از مرگ وصیت کند که 3/1 مالش را در راه خدا بدهند.)

 

امام باقر (ع): مومن هم در دنیا دارای عزت و عظمت است، (علت بخل دیگران به شما نورانیت و شرافت شماست.) و برای آخرت رستگار است.

 

علی (ع) بعد از رسول الله (ص) خیلی اذیت شد، چرا؟ می خواست مطیع باشد. وقتی حضرت مکر و حیله اطرافیان را می دید می فرمود:

علی (ع): آه آه اگر نبود عاقبت مکر و حیله و تزویر که در جهنم باشد علی (ع) اول مکار و دانا بود.

چون درک و عقل و معرفت همه اش نزد مومنین است، ولی اهل دنیا هر دوز و کلکی را می زنند که در دنیا آنچه

می خواهند بشود.

 

- و آن طرف که می رود دارای محبت است و همه دوستش دارند.

 

رسول گرامی (ص): بیشتر مردم درباره دو نعمت دنیا مغبون اند:

1- از سلامت بدن (به خاطر حرص و غصه و چشم و هم چشمی)

2- از فراغت، راحتی (یعنی راضی باشد به زندگی خودش، گاهی مریضی حاضری همه چیز را بدهی تا سلامت بشوی.)

 

دو چشم در آخرت گریان نیست و راحت است:

1-      آنهایی که مثل شما می آیند در جلسات، مصیبت می شنوند و گریه می کنند، به خانه می روند توبه می کنند.

2-       آنهایی که شب ها در راه خدا در کشور اسلامی پاسداری می دهند. (نگهبانی می دهند.)

 

حضرت (ص) فرمودند: ای مردم من دو امانت نفیس در میان شما می گذارم که اگر به آنها چنگ زنید هرگز گمراه نمی شوید:

1-      کتاب خدا، قرآن (که اکثراً مردم با آن کاری ندارند، قرآن برای روی سینۀ مرده نیست.) که رشته ای است از آسمان به زمین کشیده.

2-      عترتم، یعنی خاندانم تا وجود مبارک مهدی آل محمد (عج)

 

عده زیادی با خدا کار ندارند که به آنها بگویند روشنفکر، همانند سامری.

- سامری نگفت خدا نیست، آدم با سوادی بود گفت موسی شما را سر می دواند. من در عرض دو یا سه روز خدا را به شما نشان می دهم، فقط مقداری طلا بدهید، هر که احمق تر بود، بیشتر می داد. و یک گوساله ساخت که وقتی در بلندی باد از آن عبور می کرد صدا می داد.

- معاویه هم نگفت خدا نیست قرآن ها را سر نیزه کرد و احمق ها را گول زد، البته همه اش قرآن نبود و می گفتند حسبنا کتاب الله.

هر کس در هر مقامی که هست کاری می کند باید کارش را قرآن و سنت تأیید کند، آنها نمی گویند خدا نیست به عنوان سواد جلو می آیند و گول می زنند.

 

به خاطر اینها است که حضرت می فرمایند سه چیز را باید داشته باشیم:

1- دین فهمی (دور خرمن ولایت بچرخیم.)

2- پندپذیری

3- پندگوی درونی داشته باشیم.

 

بعد می فرمایند: دو صفت است در هر که باشد، در دیوان شاکرین و صابرین نوشته می شود:

1-      در امر دین به بالا دستش نگاه کند.

(ببین طرف چقدر بهتر از شماست، سعی کن مثل او بشی. چقدر به شخصیتش اهمیت می دهد. عظمت مومن به وقارش است. اول دین ورع، وسط دین ورع و آخر دین ورع است.)

2-      در امر دنیا سعی کند همیشه به زیر دستش نگاه کند.

(هر وقت نفست، زنت، فرزندت خواست غر بزند با خودت حرف بزن و راضی باش به آنچه داری.)

 

قرآن: ای کسانی که ایمان آورده اید، ایمان بیاورید.

یعنی عمل کنید به این حرف ها، دینت چیست؟ اسلام، اما عملت ضد قرآن است.

 

پروردگارا، به عظمت و شرافت علی (ع) قسمت می دهیم به دست امام زمان (عج) همۀ ما را در راه خودت دانا و بیدار بگردان.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

 

اخلاق برای خداست یا برای خود نشان دادن است؟ اگر برای خود نشان دادن است شرک می شود. اگر از ترس آمریکا و اروپا باشد کفر است. ما از خدا اخلاقی تر نداریم.

 

*******

 قرآن:

سوره  حج

آیه 1: ای مردم بپرهیزید از عذاب پروردگار خود که زلزلۀ قیامت چیزی است بزرگ. (ما با کسی شوخی نداریم.)

 

آیه 2: روزی که ببیند آن زلزله را که بس مهیب است غافل شود هر شیردهنده از آنچه شیر می دهد، و تمام مادرها بچه های خود را فراموش کنند و بگذارند، و هر آبستن و باردار بار خود را رها کند، حال انسان باشد یا حیوان، (آقایان اخلاقی خدا دارد صحبت می کند.) از هول آن روز، و ببینی مردم را از شدت اضطراب چنان از خود بی خود شوند که گویی مست اند ولی مست نیستند، ولی عذاب خدا سخت است.

(از این اخلاقی تر می خواهی؟ ما باید آنچه را خدا فرموده به مردم بگوییم که بدانند همه اش خنده نیست، رقص و آواز نیست.)

 

آیه 3: و بعضی از مردم کسانی هستند که جدال می کنند در وجود خدا و اثبات توحید و بدانید که آنها بی دانش اند و هیچ چیز نمی فهمند.

 

آقایان اخلاقیون، شما خودتان خوانده اید که مولا علی (ع) می فرمایند با متکبرین با تکبر رفتار کنید که عین عبادت است. یعنی می گوید اینها که ضعیف النفس اند و چهار تا کتاب خوانده اند و برای خدا قد علم کرده و با رسول الله (ص) و علی (ع) کار ندارند، اینها متکبرند، با اینها با تکبر رفتار کنید.

اگر یادتان رفته من یادآوری می کنم.

 

امام (ع) می فرمایند: هر کس در عمل مطیع خدا باشد، دوست ماست.

 

اخلاق زمانی ارزش دارد که خدا و رسول الله (ص) و علی بپسندد. کسانی که قبول ندارند متابعت می کنند شیطانی را که متمرد است.

 

آیه 4: نوشته شد بر شیطان و حتم شد که هر کس او را دوست دارد البته او را گمراه می کند و راه می نماید او را به سوی عذاب آتش. (وقتی شیطان انسان را می زند زمین می گوید از تو بیزارم.)

 

بعضی شیعه ها شیون اند؟  بعضی ها می رفتند پیش معاویه برای خود شیرینی و از علی (ع) تعریف می کردند که چنین و چنان، می گفت: ساکت باشید احمق ها، علی (ع) آقا بود، شما قابل نبودید، گریه می کرد و این را می گفت. 

 

آیه 5: ای مردم اگر شما در شک هستید از برانگیخته شدن بعد از مرگ بدانید که ما خلق کردیم شما را از خاک، بعد از خاک نطفه شدید، بعد خون بسته شدید، بعد پاره ای گوشت نرم شدید، بعد ما تمام و کمال و بعضی ها را سالم و بعضی را ناسالم بیرون آوردیم. (چرا؟ چون بعضی ها می گویند طبیعت است. احمق، اگر طبیعت است چرا بعضی ها نازا هستند.) چنین کردیم تا  روشن کنیم از برای شما به این انتقالات حکمت و قدرت خودمان را و قرار می دهیم در رحم ها از نر و ماده. (ما می کنیم این کارها را.)

(آنچه در راه خدا لازم است، ایمان  است، یعنی باور. اگر ایمان نداشته باشی کسی چیزی به شما نمی دهد.)

 

بعد از آن بیرون می آوریم شما را در حال طفولیت، بعد از آن رشد می دهیم شما را تا به کمال قدرت می رسی، بعد از شدت قدرت بر می گردانیم شما را به طرف پیری. بعضی در جوانی می میرند، بعضی در پیری، بعضی ها به قدری پیر می شوند که دیگر چیزی نمی فهمند.

(و اگر مومن باشی هر چه دست و پا و چشمت ضعیف شد خدا عقلت را نمی گیرد.)

می بینی زمین را پژمرده و خشک، وقتی که فرو فرستیم ما برای آن آب را بعد می بینی زمین سبز می شود.

(اینها احتیاج به یقین دارد. معاویه هم برادر زن رسول الله (ص) بود هم نویسندۀ قرآن، ولی خودش یک آن قبول نکرد.)

 

آیه 6: این آثار دلیل بر این است که خدا بر حق است و البته خدا زنده می کند مردگان را، و او بر همه چیز قادر و توانا  است.  (خدا می گوید از نوک انگشتانتان شما را درست می کنم.)

 

- به ابراهیم (ع) گفتند: این مرده که اینجا افتاده نصف آن در آب است و نصف آن در خشکی. خدا چطور می خواهد این را زنده کند؟

ابراهیم (ع) به خدا می گوید: خدایا برای من مرده زنده کن تا ببینم.

خدا می فرماید: مگر تو قبول نداری؟

می گوید: چرا، اما می خواهم قلبم مطمئن بشود.

خدا می گوید: یا ابراهیم چهار تا مرغ (طاووس، کلاغ، اردک، خروس) را بگیر سرهاشان را ببر و پیش خودت نگهدار و بقیه بدنشان را کلاً در هم بکوب و سر چهار کوه بگذار. یکی یکی صدا کن، من برایت زنده می کنم.

ابراهیم (ع) این کار را کرد و گفت: خروس بیاید و بعد خروس آمد و سرش را روی بدنش گذاشت و او را دعا کرد و رفت و بقیه پرندگان هم همین طور.

 

انتخاب هر کدام از این حیوانات یک فلسفه ای دارد:

طاووس: حیوان زیبایی است اما یک عیبی دارد و می گوید "من".

خدا می گوید تو وقتی گردن کلفتی که جلوی نفست را بگیری، ای انسان من را از خودت بیرون کن و به من برس.

اردک: حیوان خوبی است اما لجن خوار است.

خدا می گوید انسان چرا دوست داری لجن بخوری و حرام بخوری و کثیف بخوری، این صفت را از خودت دور کن.

خروس: حیوان باغیرتی است اما خیلی شهوت ران است. 

خدا می خواهد بگوید برادرها شهوت رانی را از خودتان کم کنید.

کلاغ: حیوان است بسیار نجیب، اما علاقه مند به طلاست.

می گوید برای پول برادر من، برای ریاست و چهار روز دنیا خودت را بی آبرو نکن.

خدا برای پیغمبرها یک کارهای خارق العاده ای می کند که مردم قبول کنند او  پیغمبر است.

 

پروردگارا به خون شهدا قسمت می دهیم به دست امام زمان (عج) به حق امام زمان (عج) شر اشرار را به خودشان برگردان.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

*************** پایان *****************
تهران- تقاطع خیابان مالک اشتر – خوش
هیئت متوسلین به حضرت علی اکبر (ع)
www.aliakbar.ir
 

انشاء الله خداوند توفیق عمل به همه ما عنایت بفرمایند.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته


 


» سید محمد
»» نظرات دیگران ( نظر)

اوقات شرعی

بازدیدهای امروز: 7 بازدید
بازدیدهای دیروز: 8 بازدید
مجموع بازدیدها: 114811 بازدید
[ صفحه اصلی ]
[ وضعیت من در یاهو ]
[ پست الکترونیک ]
[ پارسی بلاگ ]
[ درباره من ]

آبان 85 - درس اخلاق استاد تهرانی
مدیر وبلاگ : سید محمد[93]
نویسندگان وبلاگ :
استاد (@)[0]


کمی خوشرو و خندان هستم
» پیوندهای روزانه «
هئیت متوسلین به حضرت علی اکبر (ع) [218]
احادیث [215]
علی اکبر تهرانی [310]
درس اخلاق استاد تهرانی [330]
حدیث [210]
سفیر [89]
جشنواره پیامبر اعظم [133]
استشهادیون [260]
[آرشیو(8)]



» لینک دوستان من «
استشهاد
» لوگوی دوستان من «






























» فهرست موضوعی یادداشت ها «
سخنرانی[31] . 500 داستان[19] . سایر موارد[10] . امام زمان[6] . مشعلهای شعله ور[4] . درس اخلاق[2] . سخن هفته[2] . کروکی . مذهب . هیئت متوسلین به حضرت علی اکبر (ع) . تهرانی . در اخلاق درویشان . سخن برگزیده . آدرس هیئت . استاد . استاد تهرانی .
» آرشیو یادداشت ها «
آبان 84
آذر 84
دی 84
بهمن 84
اسفند 84
فروردین 85
اردیبهشت 85
خرداد 85
مهر 85
آبان 85
آذر 85
دی85
بهمن 85
اسفند 85
فروردین 86
خرداد 86
تیر 86
مرداد 86
شهریور 86
» صدای استاد تهرانی «
» اشتراک در خبرنامه «